سپردن ورزش به دست اهالی این حوزه سالها یک آرزو بود و بسیاری مقابل این خواسته بحق موضعگیری میکردند، اما چند سالی است که مسئولیت اداره برخی رشتههای مهم و مدالآور به ملیپوشان سابق خود سپرده شده است. با اینحال بیتجربگی، باندبازی و مشورت گرفتن از افراد متفرقه یا به اصلاح کوتوله، باعث شده عملکرد و نتایج این قهرمانان در حوزه مدیریت بعضاً انتقادبرانگیز و ناامیدکننده باشد.
برگزاری مجمع انتخاباتی فدراسیون دوومیدانی زمینه را برای احسان حدادی فراهم کرد تا او نیز به جمع مدیران ورزشکار اضافه شود. او نایبقهرمان المپیک لندن است و در آسیا نیز سالها در پرتاب دیسک رقیبی نداشت. در واقع حدادی تنها مدالآور تاریخ دوومیدانی ایران در ادوار بازیهای المپیک بوده و هست و هنوز کسی نتوانسته رکورد او را بشکند، اما انتخابش بهعنوان رئیس جدید فدراسیون رشته مادر بدون حاشیه نبوده و در بعد مدیریتی سوابق قهرمانی حدادی شاید خیلی به کارش نیاید و در عمل دردی از دوومیدانی دوا نکند. اگر بحث تأخیر در تأیید صلاحیتش برای حضور در انتخابات را کنار بگذاریم، میرسیم به موضوع اصلی؛ مشکلات، چالشها و هزار و یک دغدغه دوومیدانی و ورزشکاران و مربیان فعال در این رشته. احسان حدادی اولین مدالآوری نیست که رئیس فدراسیون شده و قاعدتاً آخری هم نخواهد بود، اما انتظار میرود او با درس گرفتن از عملکرد و نتایج دیگران، اجازه تکرار حواشی و ناکامیها را در رشته محبوب خود ندهد.
در ورزش حرفهای، دوومیدانی رشته مادر محسوب میشود و کشورهای صاحبنام در ورزش جهان سرمایهگذاری وسیعی روی دوومیدانی میکنند. درو کردن مدالهای زیاد در تورنمنتهای بینالمللی ثمره این سرمایهگذاری است. منتها رسیدن به این مرحله از موفقیت نیازمند مدیریتی قوی و هدفمند است، آنهم به دور از حواشی، باندبازی و فرافکنیهای رایج در ورزش ایران. حدادی در شرایطی مسئولیت سنگین مدیریت دوومیدانی را برعهده گرفته که خودش خاک این رشته را خورده و بهتر از هر کسی میداند دوومیدانی چه وضعیتی دارد. به حداقل رساندن کمبودها و چالشها اصلیترین خواسته اهالی این رشته از رئیس جدید است. منتها صرف اینکه حدادی تجربه حضور در بازیهای المپیک، آسیایی و جهانی را داشته و ویترین افتخاراتش پر از مدالهای رنگارنگ است، نمیتواند تضمینی باشد برای تکرار موفقیتهایش در عرصه مدیریتی. اکثریت اعضای مجمع دوومیدانی در حالی به او رأی دادند که میدانستند حدادی هیچ سابقه مدیریتی در کارنامه ندارد. بیتجربگی اصلیترین فاکتوری است که میتواند هر مدیریتی را به لبه پرتگاه بکشاند. این موضوع دامن برخی از رؤسای فدراسیونی که قبلاً ورزشکار بوده را گرفته و رشتههایشان را نیز در بحران فرو برده است.
تکیه زدن بر صندلی ریاست فدراسیونها رؤیای بسیاری از ورزشکاران ماست و در این بین متأسفانه مشورتهای اشتباه و حتی هدفمند، آنها را به حضور در عرصه انتخابات ترغیب میکند. تجربه ناموفق تعدادی از همین ورزشکاران سابق باعث شده هم وجهه ملی و قهرمانی گذشتهشان زیر سؤال برود و هم رشتههای متبوع به ورطه نابودی کشیده شوند. احسان حدادی نباید اجازه تکرار ناکامیهای گذشته را بدهد و حتی این فرصت خوبی است تا ثابت کند مدالآوران توانایی موفقیت در عرصه مدیریت را هم دارند. رئیس فدراسیون دوومیدانی اگر واقعاً چنین هدف و قصدی دارد، باید از مشاوران خبره، کارشناسان قوی، پیشکسوتان و ورزشکاران نخبه کمک بگیرد. حدادی نباید اجازه بدهد سهمخواهی، فرصتطلبی و اقدامات جهتدار، مدیریتش را تحتتأثیر قرار دهد. همچنین نجات دوومیدانی و سوق دادن ملیپوشان بااستعداد این رشته به سمت مدالآوری در عرصههای مختلف باید در اولویت کاری فدراسیون باشد و پس از سالها به شکل اصولی و حرفهای، بحث استعدادیابی در سراسر کشور در دستور کار قرار گیرد.